در چشم ستاره
در پهنه ی دشت رهنوردی پیداست
وندر پی آن قافله گردی پیداست
فریاد زدم -" دوباره دیداری هست؟"
در چشم ستاره اشک سردی پیداست.
فریدون مشیری
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 23:55 توسط مهتاب
|
در پهنه ی دشت رهنوردی پیداست
وندر پی آن قافله گردی پیداست
فریاد زدم -" دوباره دیداری هست؟"
در چشم ستاره اشک سردی پیداست.
فریدون مشیری
دوري عشق هاي کوچک را از بين ميبرد ولي به عشق هاي بزرگ عظمت ميبخشد، مثل باد که کبريت را خاموش ميکند ولي شعله هاي آتش را بزرگتر ميکند.